به بهای یک سکّه ی سیاه

کتابها را ستون ستون چیده بودند روی هم توی یک اغذیه فروشی، روبروی سینما بهمن. لابد برای اغذیه فروشی هم صرف نمی کرد یک ماهِ تمام همان چاردیواری سه در چهارش را بی کار و کاسبی آنجا رها کند. لابه لای ستون ستونِ کتابها آنقدر جا بود که یک نفر برود و یک دور سرسری نگاهی به کتابها بیندازد و برگردد و جا خالی کند برای نفر بعدی. از فیزیک الکترومغناطیس تا فلسفه ی مارکسیسم و قصه های هدایت و اصول فقه و رمانهای دانیل استیل کتاب ریخته بودند آنجا. یکجور انگار از شیر مرغ تا جون آدمیزاد، کتاب! چند ستونی هم فرنگی از نمایشنامه های شکسپیر و شعرهای الیوت گرفته تا اقتصاد خرد و نقد ادبیات قرن نوزدهمی، به انگلیسی و چند تایی هم به آلمانی. همه خاک گرفته و زرد بوی کاغذ کهنه می دادند. همه را حراج زده بودند از پانصد تا دوهزار. یکی دو تایی هم سه چهار هزار تومان که لابد حساب زرق وبرق طلاکوب و قد و هیکلشان را کرده بودند. همان ستونهای اول لابه لای کتابهای بی ربط چشمم افتاد به قصّه ی مرقد آقای نیما*. یکسالی می شد در به در دنبالش می گشتم و پیدا نمی کردم. چاپ سال چهل و نه بود و عکس نیما را با آن تار موهای ژولیده ی سفید چاپ کرده بودند روی جلد سیاهش. سکه ی پانصد  تومانی را که گذاشتم کف دست فروشنده و کتاب را گرفتم نفهمیدم باید از آن که کتاب را آنطور آنجا پیدا کرده ام خوشحال باشم یا ناراحت!

 

 

* قصه ی مرقد آقا: داستانی بلند از نیما یوشیج

/ 7 نظر / 19 بازدید
ایلیا مردی

سلام...متن روان و زیباییست...موفق باشید

مصبطفی لک قمی

خیلی لذت دارد میان کتابهای دست دوم گشتن و از بین آنها گنج پیدا کردن.اما خوشحال باش چرا که قرار بوده آن کتاب آنجا بپوسد,اما زندگی دوباره ای آغاز کرده است.

آزاد

خوشحال باش که تو پیداش کردی.. .خوشحال باش که به تو رسید

آرش

این مشکل منم هست . هروقت از کنار این جور فروشنده ها رد میشم واسم سوال پیش میاد که ملت ما واقعا انقدر کتاب خونن که حاضر شدن بخشی از کتاباشونو با قیمت مفت بدن به اینا که بیانو اینجوری حراج بزنن !!! پیدا کردن کتاب هرجوری که داشته باشه بازم خوشاینده حداقل برای من

شیدا

خیلی لذت بخشه پیدا کردن خواسته های از یاد رفته...

غزل

خوشحال؟ ناراحت؟... هر دو! اما بیشتر خوشحال، نه؟ می تونی بذاریش رو وب، بخوننش، شاید یه ناشری تجدید چاپش کرد. من نمی دونستم نیما داستان هم داشته

گیل دختر

وای چه کیفی میده تو اینجور جاها یهو پیدا کردن یه کتاب ارزشمند و مورد علاقه اونم به قیمت ارزون ...