اندر فوائد گیاهخواری!

مرغ وگوشت و ماهی، نمی توانم بخورم. چند هفته ای می شود! همه ی تلاشم برای پایین دادن یک لقمه ی گوشتی بی نتیجه مانده است و دارم رسما از گرسنگی تلف می شوم. امروز دو تا تخم مرغ شکستم داخل کاسه ای و کمی سبزی کوکو و زرشک اضافه کردم و گذاشتم روی اجاق. یکساعتی هم همینطور معطل مانده بودم پای گاز نکند غذایم ته بگیرد و آنوقت کاسه ی چه کنم چه کنم دست بگیرم از گرسنگی. کوکو ها که آماده شدند با ماست و ترشی و نان و اشتهای زیاد نشستم پای میز. با همان لقمه ی اول دلم به هم ریخت. بوی تخم مرغ تندی زد زیر دماغم و همان آن زرده ی تخم مرغ خام مثل نطفه آمد جلوی چشمم. همه ی کوکو ها را ریختم توی سطل آشغال و نشستم به زانوی غم بغل گرفتن. با این که از لحاظ تئوریک هنوز به این نتیجه نرسیده ام که نباید گوشت خورد و باید گیاهخوار شد اما هر چه به گوشت و خون حیوان مربوط باشد از گلویم پایین نمی رود. حتی تخم مرغ هم من را یاد نطفه ی نبسته ی حیوان می اندازد و خصوصا زرده اش که حالم را بهم می زند اساسی.  هرچقدر به گوشت، ادویه و آب لیمو و سیر و مخلفات دیگر می زنم، باز هم کافی است بافتش زیر دندانم برود. هیچ رقم راه ندارد بتوانم ذهنم را مشغول چیزی کنم که حیوان زنده و درسته جلوی چشمم نیاید! قبلن ها، منظورم تا وقتی که هنوز گوشت گاو و مرغ را می توانستم بخورم، این بند و بساط را فقط با آبزیان داشتم و باقی پرندگان. از میگو و خاویار گرفته تا بلدرچین و کبک و اردک و غیره. لب نمی زدم. مثل این بود همانجا حیوان را درسته و زنده گذاشته باشند توی بشقاب و گفته باشند خودت گوشتش را بکن و بخور!  با آن همه خون و زردابی که ازش می چکد! به من زهر مار می دادند بهتر از آن بود که اصرار کنند به خوردن این جور چیزها. ماهی هم اگر کله اش توی بشقاب نبود و تکه تکه اش کرده بودند شاید راه داشت لبی بزنم. اما آنطور که ماهی را  درسته می گذارند توی بشقاب و دورش چهار پر جعفری و خیار شور و لیمو ترش می چینند مثلا برای بزک دوزکش جدا حالم را بد می کند. صحبت زبان و کله پاچه و دل و جگر و قلوه را هم که اصلن نکنید، تکلیفشان معلوم است. مانده ام وقتی خوردنش با لذت نیست دیگر چه اصراری است اصلن!

خلاصه این که بلاتکلیف مانده ام و ول معطل شکمم شده ام این روزها. افتاده ام به خواندن مقاله و کتاب در باب فوائد گیاهخواری! به خودم می گویم همیشه که نباید عمل به عقیده نزدیک شود، لابد این بار لازم است عقیده ام را به عمل نزدیک کنم یعنی مجبورم وگرنه همین روزهاست که از گرسنگی تلف بشوم.

/ 12 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

کتاب هدایت رو خوندی؟ :) گیاه خواری بدک هم نیستا! خصوصا جوانه ها، سالادای رنگی، کنجد، عدسی (عاشقشم). با این توصیفات که کردی منم به خودم شک کردم چطور گوشت و مرغ می خوردم... :) انقد خوب توصیف نکن ما رو هم به گیاه خواری می کشونی و خیلی راه سختی بخوام تو یه خونه که همه گوشت می خورن، به ویژه مادر جان گوشت ستایش می کنه، گیاه خوار بشم

sheyda

گیاه خواری حرف نداره اما تامین پروتئینش سخته

موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 1213407167

sh

چه جالب!منم دقیقا حس و حال شما رو دارم..از وقتی گوشت قرمز رو کامل ترک کردم،دیگه الان به بقیه گوشتا و مخصوصا بوی زحم گوشت و مرغ و تخم مرغ خیلی حساس شدم طوریکه به قول شما چند بار مجبور شدم غذا رو به خاطر بوش دور بریزم! اینم اضافه کنم که قبلا همه چیز خوار بودم و اکثر غذاها رو دوست داشتم اما الان به کل ذائقه و روحیاتم فرق کرده.

نگین

گیاهخواری خیلی رژیم خوبی هست و اصلا هم سخت نیست . من خودم از 12 سالگی گیاهخواری میکنم و ورزشکارم هستم . به وبلاگ منم سر بزن تا راجع به گیاهخواری اطلاعاتت زیاد شه [چشمک] اگر هم سوالی داشتی در خدمتم

هژیر

یکی از خواهرهای من الان مدتی هست که گیاه خوار شده! دقیقا از اول فروردین امسال و کوتاه هم نمیاد.

reza

هیچی مثل این تو دنیا فاز نمیده که تخم مرغ رو خام یه گوشه شو بشکونی بدی بالا خیلی فاز میده امتحان کن تا وقتی که چیزی نخوردی بعدش اونو تو مری و نایت حس میکنی

لیلا

یک فرق خیلی خیلی کوچک من با شما ؛ گوشت و مرغ و ماهی نمیتوانم نخورم.کاش همه پستها به خوشمزگی این پست بود.پر از مرغ و ماهی و گوشت ... میگو و آبلیمو و تخم مرغ و البته سبزیجات. این گرسنگی مادام العمر مرا خواهد کشت آخر.میدانم

روانی

یه پیشنهاد اکازیون: غذای هندی یاد بگیر و بپز برای خودت. غذای هندی باعث می‌شه که آدم از گیاهخوار بودن خودش نهایت لذت رو ببره و به این نتیجه برسه که واقعا وقتی همینجوری هم میشه غذای عالی خورد، چرا گوشت اصلن؟ آش رشته هم خوبه ها :)

ammar

شیفته ی این روزانه نویسی هستم بیشتر بنویسید