نخستین روز ...

برای دیروز که اولین روز بعد از عقدم بود خیلی چیزها نوشتم و پاک کردم.هر کاری کردم احساسم را در این وبلاگ بیاورم نتوانستم. خواستم بنویسم که ته ته های دلم می لرزد از ترس و از شوق توأم نتوانستم. خواستم بنویسم دلم می خواهد زار زار گریه کنم نتوانستم. خواستم بگویم فاصله ی یک سره شدن این همه تردید و دودلی در مورد ازدواج تنها در نیم ساعت شاید هم کمتر بود بازهم نتوانستم.

نزدیکیهای ظهر سری زدم به وبلاگ یکی از دوستان و دیدم متنی را آپ کرده به اسم نستعلیق. با خواندنش همه ی ترس ها و دلهره ها از  ته آمد و ابستاد سر دلم و لبریز شد.حس بیقراری همه ی وجودم را گرفت و می خواستم زودتر از این شرکت لعنتی برگردم  تا ببینم همه چیز سرجایش است! همه آن شوق دیدارها،همه بی تابی ها، لحظه شماری ها. قنج رفتن ها...

می ترسم.....از این که ازدواجم  پایان عاشقیم  باشد.....

/ 2 نظر / 16 بازدید
دلقک

ازدواج اگر رسیدن و وصال باشه عشق رو نابود می کنه . عشق رسیدن نیست . عشق وصال نیست . عشق به معنای رفتن است . همیشه در راه بودن یعنی عشق . مردم فکر می کنند باید رسید . ازدواج می کنند تا برسند . و بعد از همان لحظه اول که خیالشون از به چنگ آوردن معشوق راحت شد دیگر عشقی وجود ندارد . عشق می شود پیش و پا افتاده و دم دست . همیشه در راه باش . توقف یعنی کهنگی و فرسودگی . عشق نیاز به توجه و نگهداری دارد . عشق به روز شدن است . عشق کهنه قطعا فراموش می شود . هرچیز که دورش خط قرمز باشد برای انسان تمنا ایجاد می کند . هرچیزی که به دست آوردنش سخت و غیرممکن باشد شوق بیشتری ایجاد می کند . رسیدن و گرفتن یعنی مرگ شوق . مرگ تمنا . هرچه گفتم فقط معنای این مصرع بود . اب کم جو تشنگی آور به دست .... این دلهره ای که نوشتی یعنی عشق و اگر نبود دیگر شوق رسیدن به خانه معنی نداشت. یاری که توی جیب آدم باشد دیگر معشوق نیست . یار نیست . می شود پول خرد... عروس کوچولو . این چند سطر رو به جای تبریک حساب کن . [گل]

پریسا ادیسه

[بغل] عزیزززززززززززم مطمئن باش تازه شروع ِ عاشقی کردن هاست شک نکن که حالا عاشقی ها تازه شروع میشن با تاخیر بهت تبریک میگم امیدوارم خوشبخت بشی [ماچ][گل] ازدواج با کسی که عاشقشی، آخر ِ زندگی کردنه. باور کن. اینقدر خوووووووووووبه. حالا خودت می بینی. البته ترس و دلهره ت طبیعیه ولی حالا میبینی که چقدر بهتر و زیباتر میشه